نظر علي الطالقاني
26
كاشف الأسرار ( فارسى )
نگويد و چنان نمايد كه او نيز مثل او است زيرا كه اگر بگويد منكر شود و گمراه گردد و بيچاره از مقام خود نيز بازماند . پس ظاهر شد معنى ( حسنات الابرار سيّئات المقرّبين ) 11 و معنى حديث معروف ( لو علم ابو ذرّ ما فى قلب سلمان لقتله او لكفّره او لقال رحم اللّه قاتل سلمان ) 12 ، يعنى اگر مىدانست ابو ذر رضى اللّه عنه آنچه در دل سلمان است هرآينه او را مىكشت يا تكفير مىكرد او را يا مىگفت خدا رحمت كند قاتل سلمان را ، و معنى اشعار سيّد الساجدين ( ع ) ( انّى لاكتم من علمى جواهره ) 13 ( الخ ) كه حاصل مضمونش اين است كه من پنهان مىكنم از مردم دقايق علم خودم را كه مبادا جاهلان به ضلالت افتند و مسلمانان خون مرا حلال دانند و به ريختن خون من تقرّب به خدا جويند . بعد فرمود كه حضرت امير ( ع ) و حضرت حسن ( ع ) و سيّد الشهداء ( ع ) همه همين طور رفتار كردند و وصيّت نمودند . و در كتاب كافى در باب سبق الى الايمان و غير آن ، احاديث بسيارى در اين مطلب ذكر فرموده و به جهت تبرّك به بعضى اشاره مىشود . راوى به صادق ( ع ) عرض كرد كه آيا ايمان درجات متفاوت دارد كه مؤمنين به واسطهء آنها در نزد خدا درجات و مقامات مختلف داشته باشند ؟ فرمود بلى ( الخ ) . 14 و باقر ( ع ) فرمود مؤمنان درجات مختلف دارند بعضى بر يك درجهاند و بعضى بر دو و بعضى بر سه و بعضى بر چهار و بعضى بر پنج و بعضى بر شش و بعضى بر هفت ، بعد فرمود پس اگر به روى كه بار كنى بر صاحب يك درجه دو درجه را طاقت نياورد و بر صاحب دو درجه سه را طاقت نياورد تا آن كه فرمود و بر صاحب شش درجه هفت را طاقت نياورد ، بعد فرمود و على هذه الدرجات ، يعنى باقى درجات غير متناهى را نيز بر همين قياس كن و بفهم . 15 و ايضا خادمى از خدّام صادق ( ع ) روايت مىكند كه در خدمت آن حضرت ذكر طائفهاى از دوستان اهل بيت شد ، من عرض كردم كه ما از ايشان بيزاريم به جهت آن كه آنچه ما اعتقاد داريم و مىگوئيم ايشان ندارند . حضرت فرمود ولايت ما را دارند و نمىگويند آنچه شما مىگوئيد ، از ايشان بيزارى مىجوئيد ؟ عرض كردم بلى . فرمود پس در نزد ما هم هست چيزهائى كه در نزد شما نيست و نمىدانيد ، پس سزاوار است كه ما نيز از شما تبرّى كنيم . پس فرمود در نزد خدا هست آنچه در نزد ما نيست پس خدا بايد ما را طرح نمايد . بعد فرمود پس شما با ايشان دوستى كنيد و تبرّى نكنيد . به درستى كه بعضى از مسلمين كسى است كه از براى او يك سهم از ايمان است و از براى بعضى دو سهم ،